احمد بن محمد ميبدى

414

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

قسم دوّم معترفان يا مقتصدانند ، اقتصاد راه ميانه رفتن است يعنى نه هنر سابقان و نه افراط ظالمان ! بلكه راه ميانه رفتند و طاعت و معصيت بهم آميختند ، همچون اصحاب اعراف كه نيكىهاشان با بدىهاشان برابر آمد ، از دوزخ دور ماندند و به بهشت هم نرسيدند و خداوند دربارهء ايشان فرمود : وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . ايشانند كه به گناه خود اعتراف كردند و به بدخوئى خويش معترف و به عيب خود بينا و از كردهء خود خجل و پشيمان شدند ! اعتراف دو گونه است : يكى اعتراف بيگانگان فردا در قيامت كه چون نشانهء عذاب بينند و آثار سخط و نقمت حق و سياست و زفير دوزخ مشاهده كنند ، به گناه خويش معترف شوند ! ولى اين اعتراف چه سود دارد و به چه كار آيد ! ديگرى اعتراف مؤمنان است كه در دنيا به گناه خويش معترف و به عيب خود اقرار آورند و در دل پشيمانى و بر زبان عذر و در جان سوز و حسرت دارند ، اين است اعتذار ! بجاى خود و اعتراف به وقت خود ! كه خداوند دربارهء آنها فرمود : خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً . كردار خويش بهم درآميختند يكى نيك و يكى بد ، لختى پاك لختى پليد ، لختى حلال لختى حرام ، لختى راستى لختى كژى ، لختى عيب لختى هنر ، كه گناه مىكنند و با گناه استغفار مىكنند كه گفته‌اند : لغزش و گناه با عمل صالح جمع كردن دليل است بر اينكه گناه بنده ثواب طاعت را باطل نكند ، كه اگر باطل كردى عمل صالح نگفتى و خداوند دربارهء آنان فرمود : عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ . خداى واجب كرد كه توبهء ايشان را بپذيرد و با همهء عيبها در برگيرد و با همهء گناه‌ها ببخشد ، كه : إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . قسم سوّم ظالمانند كه گروهى هستند با عيبهاى بزرگ و جرمهاى فاحش ، كردار بد و گفتار كژ ، جوانى در دليرى ، پيرى در سستى ، درويشى در ناسپاسى ، و توانگرى در ناپاكى ! در روز دولت ستمكارى ، در ايّام قوّت شوخى و گستاخى مايه‌اى نه مگر در دل ، آشنائى و اقرار به يگانگى خدا ! كه خداوند دربارهء آنان فرمود : وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ . ايشان را به مشيّت من واگذاريد و به اميد فروگذاريد و به نوميدى ميفكنيد كه خداوند ايشان را يا عذاب كند به عدل يا عذر پذيرد به فضل ! اگر عدل كند او را رواست ، اگر فضل كند از وى سزا است ، نه هرچه در عدل روا است از فضل سزا است بلكه هرچه از فضل سزا است در عدل روا است ، كه فضل بر عدل سالار است و عدل در دست فضل گرفتار ، عدل پيش فضل خاموش و حلقهء وصال در گوش ! نه‌بينى كه عدل نهان است و فضل پيدا ! تا دشمن مغرور است و دوست شيدا ! آنگاه فرمود : وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ . خداوند دانا است به دانش راست بىغلط ، و حكيم است بىسهو و بىخلل ، در علم او چيزى فوت نه ، و از قدرت وى چيزى خارج نه ! و بر حكم او چيزى غالب نيست . خلق را به حكم خويش ميان عدل و فضل مىدارد ، گفتار او راست ، دانش او پاك ، ساختهء او نغز ، فضل او تمام ، مهر او قديم است جلّ جلاله . [ آيات 118 - 111 ] ( تفسير لفظى ) 111 - إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ . خداوند ، تنها و مالهاى مؤمنان را خريد تا بهشت آنان را باشد و با دشمن خدا كشتار كنند و كشته شوند ، اين وعده‌ايست به راستى از سوى خداوند در تورات و انجيل و قرآن ، وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ . و كيست وفاكننده‌تر به پيمان خود از خداى ؟ پس شاد باشيد به اين خريد و فروخت كه كرديد و اين است آن رستگارى و پيروزى بزرگوار .